مرضیه حلیمی، معلم و مسئول قرارگاه منابع انسانی بسیج فرهنگیان استان فارس
سال ۱۳۶۱ بود که امام خمینی (ره) نخستین فرمان تشکیل گزینش معلمان را صادر کردند. بیتردید در افق نگاه ایشان، این اقدام نه یک تصمیم مقطعی، بلکه بخشی از ریلگذاری انقلاب بود؛ مسیری که تداوم یافت و پس از گذر چهلوچهار سال در رابطه با ضرورت حفظ این میراث، قلم زده میشود.
شایان دریغ است که طی سالهای اخیر، کمبود گستردهی معلم و سیل بازنشستگیها منجر به افزایش کمیت پذیرش شده است (که خود، تبعاتی دارد). این افزایش کمیت، تنها در صورتی به کیفیت آسیب نمیرساند که فرایند احراز صلاحیت بیش از پیش اصولی انجام شود.
حذف فرایند گزینش به معنای در نظر نگرفتن کیفیت ورود هزاران معلم است که چند دهه مشغول به رسالت معلمی خواهند شد. رسالتی که غایت خلقت و تکامل انسان به آن واسطه رقم میخورد. رسالتی که امام شهید، آن را پایهریزی تمدن نوین اسلامی خواندند و شایستگی علمی در انجام صحیح آن کفایت نمیکند. اگر ما از شایستگی علمی فردی اطمینان داشته باشیم، آیا شایستگی معرفتی، اخلاقی و یا حداقل روانشناختی او را نیز میتوانیم تضمین کنیم؟
دور از نظر نیست که شهید رجایی اگر امروز در دانشگاه تربیت معلم حضور مییافتند، بار دیگر میگفتند: «میتوانیم متخصص تربیت کنیم. ما میتوانیم کسی را تربیت کنیم که آخر چهار سال، یک گواهی بدهیم که این آدم در این حد دانستنی دارد. یک چیزی ما در اینجا احتیاج داریم که جایش خالی است. در او چه چیزی وجود دارد و چه چیزی نیست؟ آنجا مسئله این است که این دانشآموز یا این دانشجو در فیزیک این نمره را گرفته، در شیمی این نمره را گرفته، حتی در روش تدریس هم این نمره را گرفته است؛ اما در آنچه که ما باید در وجود او به عنوان مربی داشته باشیم چه؟ معلم نمیتواند برای تربیت انسان نسخه بدهد؛ مگر اینکه خود نسخه باشد!»
علم و حتی مهارت معلم به تنهایی انسان را تربیت نمیکند. اخلاق، منش و نگرش معلم است که تربیت صحیح را پایهریزی میکند. حال اگر بدون اطلاع از اینها افرادی را مأمور تربیت کنیم، چگونه میتوانیم اطمینان حاصل کنیم که این فرد، نسخه خوبی از یک مربی رشد یافته برای فرزندان این مرز و بوم خواهد بود؟
طرح پیشنهادی وزارت آموزشوپرورش و وزارت علوم در رابطه با حذف ارزیابی تکمیلی، استدلالی مبنی بر شرایط جنگی و هزینههای این فرایند دارد و توضیح میدهد که این امر منجر به تجمع خواهد شد و ممکن است خطراتی را برای داوطلبین ایجاد کند. در حالی که تجمع را میتوان با روشهای متعددی (از جمله افزایش تعداد مراکز ارزیابی، افزایش بازه زمانی ارزیابی و…) تا حد قابل توجهی کنترل کرد؛ همچنین بیتوجهی به ابعاد مهم شخصیت معلم، هزینههای بیشتری برای نظام تعلیم و تربیت ایجاد خواهد نمود. حذف صورت مسئله، راه حل مسئله نیست!
جنگ، این همیشه همراه ملت ایران، چگونه میتواند منجر به عدول ما از آرمانهایی شود که با انقلاب آن را به دست آوردیم و بابت آن، جانها سپردیم. مگر نه اینکه جنگ باید عزم ما را در این کوشش و در مسیر غایتی که برای انقلاب داریم، مصممتر کند؟
